كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٢٩
بِالْعَقْلِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْحِكْمَةِ وَ بِالْحِكْمَةِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْعَقْلِ وَ بِحُسْنِ السِّياسَةِ يَكُونُ الْادَبُ الصَّالِحُ. «١» با عقل و خرد، اصول عميق حكمت به دست مىآيد و با حكمت، عقل ژرفانديش بهره مىدهد و با حُسن سياست تأديب و تربيت نيكو انجام مىگيرد.
بدين سان، سياست و دين به لحاظ معنا و مفهوم ماهوى هيچ ناسازگارى و تضادى با هم ندارند؛ اما اكنون بايد ديد ديدگاهها درباره رابطه سياست و دين چيست. در اينجا مهمترين ديدگاهها در اين باره و دلايل آنها ارائه و بررسى مىشود.
نظريه جدايى سياست و دين طرفداران اين نظريه خود به گروهها با گرايشهاى گوناگونى تقسيم مىشوند؛ ولى از آنجا كه به ظاهر همه- يا اكثريت قريب به اتفاق- آنها داراى گرايش سكولاريستى هستند و با مبنا قرار دادن آموزههاى برآمده از اين انديشه به داورى درباره مسائل دينى مىپردازند، ضرورت دارد در آغاز «سكولاريسم» به طور فشرده معرّفى شود.
واژه سكولاريسم) secularism (برگرفته از واژه لاتينى secularis مشتق از secalum، به معناى «دنيا» يا «گيتى»، در برابر «مينو» است و مفهوم كلاسيك مسيحى آن نقطه مقابل ابديت و الوهيت است. سكولار يعنى آنچه به اين جهان تعلّق دارد و به همان اندازه از خداوند و الوهيت دور است. سكولاريسم با لحاظ تبار لغوىاش، همان مخالفت با تعاليم، شرعيات و مطالب دينى، عرفگرايى و اعتقاد به اصالت امور دنيوى است.
در اصطلاح، سكولاريسم عبارت است از گرايشى كه طرفدار و مروّج حذف يا بىاعتنايى و به حاشيه راندن دين در ساحتهاى گوناگون حيات آدمى از قبيل سياست، حكومت، علم، عقلانيت، اخلاق و ... است. يافتن معادل دقيق فارسى براى سكولاريسم كار آسانى نيست. با اين حال، معادلهايى چون دنياگرايى، دنيازدگى، دنيوىگرايى، جداانگارى دين و دنيا، دينگريزى، عرفىگرايى را براى اين مفهوم گسترده به كار مىبرند.